زندگی نامه بزرگمهر بختگان
بزرگمهر بختگان یا بوذرجمهر حکیم : بنا بر شاهنامه او در کودکی و با تعبیر خواب انوشیروان وارد داستان می شود. او در برابر شطرنج که از هند به ایران آورده و نمایش آفرینش و عشق است، تخته نرد رامی آفریند که صفحه سیاه و سپد آن نمادی از جهان و روز و شب و مهره ها نماد جهان ما و بیانی فلسفی از هستی است. کلیله و دمنه و ادبیات داستانی هند را نیز او به ایرانیان شناسانده و خود درآمدی زیبا بر این کتاب می نویسد که، دادنامه آن روزگار پر از بیداد است.
پند نامه مشهور وی و آنچه در شاهنامه به شاه ایران می گوید، بخشی ارجمند از اندیشه های او را به ما نشان می دهد:
هنر جوی و تیمار بیشب مخور
که گیتی سپنج است و بر ما گذر
اگر روز ما پایدار آمدی
جهان را بسی خواستار آمدی
به گیتی به از مردمی کار نیست
بدان با تو دانش به پیکار نیست
ز نیرو بود مرد را راستی
ز سستی کژی زاید و کاستی
مدارا خرد را برادر بود
خرد بر سر جان چو افسر بود
بزرگمهر در بزم های هفت گانه، خلاصه اندیشه های آن روزگار را باز می گوید. در نشستی در باره ویژگی های شاه می گوید:
چنین داد پاسخ: که از داد شاه
درخشان شود فر و دیهیم و گاه
دگر کو بشوید زبان از دروغ
نجوید ز کژی به گیتی فروغ
سه دیگر که با داد و بخشاسش است
ز تاجش زمانه پر آرایش است
در جایی دیگر خطاب به انسان فریاد بر می آورد که:
خنک در جهان مرد برتر منش
که پاکی و شرم است پیراهنش
بماند بدو رادی و راستی
نکوبد در کژی و کاستی
کسی کو بود بر خرد پادشا
روان را نراند به راه هوا
|
+| نوشته شده توسط بتول در سه شنبه ششم آذر 1386 ساعت 4:28
|
این هم کلی لینک از انجمن گنجینه دانش - علوم پایه
|
+| نوشته شده توسط بتول در سه شنبه ششم آذر 1386 ساعت 4:21
|